عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 76شمارهٔ 76شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: مراستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: بر نمیباید خاستتا پیش تو سرگذشت برگویم راست2نقل کریںنی نی که زبان من بسوزد ز آتشگر برگویم ز سرگذشتی که مراست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: اگر خطا سوختمیجز خود دگری را به بلا سوختمیعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 75اگلی نظمشمع آمد و گفت: گر بما زد پر بازپروانه ز شوق کس نزد دیگر بازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 77ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: اگر خطا سوختمیجز خود دگری را به بلا سوختمیعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 75
اگلی نظمشمع آمد و گفت: گر بما زد پر بازپروانه ز شوق کس نزد دیگر بازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 77