رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 959رباعی شمارهٔ 959شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ربازہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر در ره عشق او نباشی سرباززنهار مکن حدیث عشقی سرباز2نقل کریںگر روشنی میطلبی همچون شمعپروانه صفت تو خویشتن را در باز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر بکشندم نگردم از عشق توباززیرا که ز چنگ ما برون شد آوازرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 958اگلی نظمگر گوهر طاعتی نسفتم هرگزور گرد بدی ز دل نرفتم هرگزرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 960زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشمع آمد و گفت: گر بما زد پر بازپروانه ز شوق کس نزد دیگر بازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 77ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر بکشندم نگردم از عشق توباززیرا که ز چنگ ما برون شد آوازرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 958
شمع آمد و گفت: گر بما زد پر بازپروانه ز شوق کس نزد دیگر بازعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 77