عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 140غزل شمارهٔ 140شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: التہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای آفتاب طفلی در سایهٔ جمالتشیر و شکر مزیده از چشمهٔ زلالت2نقل کریںهم هر دو کون برقی از آفتاب رویتهم نه سپهر مرغی در دام زلف و خالت3نقل کریںبر باد داده دل را آوازهٔ فراقتدر خواب کرده جان را افسانهٔ وصالت4نقل کریںعقلی که در حقیقت بیدار مطلق آمدتا حشر مست خفته در خلوت خیالت5نقل کریںخورشید کاسمان را ، سر رزمه میگشایدیک تار مینسنجد در رزمه جمالت6نقل کریںترک فلک که هست او در هندوی تو دایمسر پا برهنه گردان در وادی کمالت7نقل کریںسیمرغ مطلقی تو بر کوه قاف قربتپرورده هر دو گیتی در زیر پر و بالت8نقل کریںصف قتال مردان صفهای مژه توستصد قلب برشکسته در هر صف قتالت9نقل کریںعطار شد چو مویی بی روی همچو روزتتا بو که راه یابد در زلف شب مثالت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای زلف تو دام و دانه خالتهر صید که میکنی حلالتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 139اگلی نظمای بی نشان محض نشان از که جویمتگم گشت در تو هر دو جهان از که جویمتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 141زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون در سخن درآمد لعل شکر مقالتآب حیات ریزد از چشمه زلالتامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 282در کنج غم نشستم خرسند با خیالتخوشوقت آن که بیند هر ساعتی جمالتجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 107تا کرد جا به گوشم آوازه جمالتخلوتسرای دل شد جولانگه خیالتجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 32آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای بی نشان محض نشان از که جویمتگم گشت در تو هر دو جهان از که جویمتعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 141
چون در سخن درآمد لعل شکر مقالتآب حیات ریزد از چشمه زلالتامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 282