صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 715

غزل شمارهٔ 715

شاعر: عطار

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: اده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
سر پا برهنگانیم اندر جهان فتاده
جان را طلاق گفته دل را به باد داده
22
مردان راه‌بین را در گبرکی کشیده
رندان ره‌نشین را میخانه در گشاده
33
با گوشه‌ای نشسته دست از جهان بشسته
در پیش دردنوشان بر پای ایستاده
44
اندر میان مستان چندان گناه کرده
کز چشم خلق عالم یکبارگی فتاده
55
هرجا که مفلسان را جمعیتی است روزی
ماییم جان و دل را اندر میان نهاده
66
ما خود که‌ایم ما را خون ریختن حلال است
رهزن شدند ما را مشتی حرام‌زاده
77
زنهار الله الله تا کی ز کفر و ایمان
گه روی سوی قبله گه دست سوی باده
88
نه مؤمنم نه کافر گه اینم و گه آنم
رفتم به خاک تاریک از هر دو خر پیاده
99
عطار اگر دگر ره در راه دین درآیی
دل بایدت که گردد از هرچه هست ساده
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ساقیا گر پخته‌ای می خام ده

جان بی آرام را آرام ده

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 714

اگلی نظم

دوش آمد زلف تاب داده

جان را ز دو لب شراب داده

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 716

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماییم و مجلس می خوبی سه چار ساده

من در میانه پیری دین را به باد داده

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1743

عید است و موسم گل، ساقی بیار باده

هنگام گل که دیده بی می قدح نهاده

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 48

در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟

بر تخت شه کی باشد جز شاه و شاه‌زاده؟

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2389

آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده

فردا از او ببینی صد حور رو گشاده

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2390

بیگانگی ز حد رفت ساقی می صفا ده

ما را ز خویش بستان خود را دمی به ما ده

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6641

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00