صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1743

غزل شمارهٔ 1743

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: اده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ماییم و مجلس می خوبی سه چار ساده

من در میانه پیری دین را به باد داده

2

مجلس میان بستان گل با صبا به بازی

نرگس به ناز خفته، سرو سهی ستاده

3

خوبان به باده خوردن، من جرعه نوش مجلس

هر جرعه ای که خورده سر بر زمین نهاده

4

من بی خبر ز ساقی وز چشم من به مجلس

چون جرعه های مستان خون خور بجای باده

5

ساقی، چو من ز باده مست و خراب میرم

بفرست خشت گورم، بستان سفال باده

6

سیراب خونست دایم زان می زند به سرخی

آن سبزه کت برآید گرد لبان ساده

7

مویت به زلف در هم نه خاسته نه خفته

چشمت به خواب مستی نی بسته نی گشاده

8

زان دم که دید خلقی مستانه خفت و خیزش

ما جاء کل شی رأسا علی بناده

9

چون راست است آخر با تو طریق خسرو

او نامراد مسکین تو شوخ خود مراده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مهر تو در دل من مانند جان نشسته

همچون منت به هر سو صد ناتوان نشسته

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1742

اگلی نظم

از بس که ریخت چشمم بهر تو خون تیره

کم ماند بهر گریه در چشم من ذخیره

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1744

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عید است و موسم گل، ساقی بیار باده

هنگام گل که دیده بی می قدح نهاده

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 48

در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟

بر تخت شه کی باشد جز شاه و شاه‌زاده؟

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2389

آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده

فردا از او ببینی صد حور رو گشاده

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2390

بیگانگی ز حد رفت ساقی می صفا ده

ما را ز خویش بستان خود را دمی به ما ده

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6641

سر پا برهنگانیم اندر جهان فتاده

جان را طلاق گفته دل را به باد داده

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 715

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور