زمین
گر شود بحرِ کفِ همت تو موج زنان
ور شود ابر سر رایت تو توفان بار
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 58
اختران را شب وصلست و نثارست و نثار
چون سوی چرخ عروسیست ز ماه ده و چار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1092
روستایی بچهای هست درون بازار
دغلی لاف زنی سخره کنی بس عیار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1093
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 25 - در وصف بهار
نیست بی خار درین بادیه یک آبله وار
پای فرسوده چه گل چیند ازین نشترزار؟
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4659
باد دستانه مکن خرج نفس رازنهار
که برآردنفسی رازجگر صبح دوبار
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4660