صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 88

غزل شمارهٔ 88

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

صداکاران: عندلیب، فرید حامد
Toggle stanza 1
11
چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است
دل بر خط حکمش چو قلم بسته میان است
22
سرسبزی خطش همه سرسبزی خلق است
شور لب لعلش همه شیرینی جان است
33
نقاش که بنگاشت رخ او به تعجب
از غایت حسن رخش انگشت‌گزان است
44
جانا نبرم جان ز تو زیرا که تو ترکی
وابروی تو، در تیر زدن سخت کمان است
55
از غالیه دانت شکری نیست امیدم
کان خال سیه مشرف آن غالیه دان است
66
از بس دل پرتاب که زلف تو ربوده است
زلف تو چنین تافته پیوسته از آن است
77
قربان کندم چشم تو از تیر که پیوست
خون ریختن و تیر از آن کیش روان است
88
خورشید که رویش به جهان پشت سپاه است
بر پشتی روی تو دل افروز جهان است
99
تا روی دل افروز تو ، عطار بدیده است
حقا که چنان کش دل و جان خواست چنان است
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رهی کان ره نهان اندر نهان است

چو پیدا شد عیان اندر عیان است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 87

اگلی نظم

کم شدن در کم شدن دین من است

نیستی در هستی آیین من است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 89

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روی تو به پیش نظر آسایش جان است

آزادگی جان من، ار هست، همان است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136

باز آی که جانم به جمالت نگران است

باز آی که دل در غم هجرت به فغان است

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 98

طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است

آن را که سخن سبز کند خضر زمان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2138

درد تو به دلهای سبکروح گران است

تبخال بر آن لب گره رشته جان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2139

در وصل، دل از هجر فزون دل نگران است

آوارگی تیر در آغوش کمان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2140

محو رخ زیبای تو فارغ ز جهان است

بیداری حیرت زدگان خواب گران است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2141

لعل تو ز روشن گهری جان جهان است

تبخال بر آن لعل، سراپرده جان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2142

خاصیت عشقت که برون از دو جهان است

آن است که هرچیز که گویند نه آن است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 80

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00