صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2141

غزل شمارهٔ 2141

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

محو رخ زیبای تو فارغ ز جهان است

بیداری حیرت زدگان خواب گران است

2

پوشیدن چشم از دو جهان سود نبخشد

مادام که دل در بر سالک نگران است

3

تا دست برآورده ام از خرقه تجرید

بر پیکر من بند قبا بند گران است

4

پیداست چو ابر تنک جلوه خورشید

در پرده چشمی که خیال تو نهان است

5

چون سیل، طلبکار ترا سنگ ملامت

در قطع بیابان طلب، سنگ فسان است

6

در مشرب من خلوت اگر خلوت گورست

بسیار به از صحبت ابنای زمان است

7

صائب مکن اندیشه جان در سفر عشق

کاین مرحله را ریگ روان خرده جان است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در وصل، دل از هجر فزون دل نگران است

آوارگی تیر در آغوش کمان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2140

اگلی نظم

لعل تو ز روشن گهری جان جهان است

تبخال بر آن لعل، سراپرده جان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2142

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روی تو به پیش نظر آسایش جان است

آزادگی جان من، ار هست، همان است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136

باز آی که جانم به جمالت نگران است

باز آی که دل در غم هجرت به فغان است

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 98

خاصیت عشقت که برون از دو جهان است

آن است که هرچیز که گویند نه آن است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 80

چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است

دل بر خط حکمش چو قلم بسته میان است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 88

طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است

آن را که سخن سبز کند خضر زمان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2138

درد تو به دلهای سبکروح گران است

تبخال بر آن لب گره رشته جان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2139

در وصل، دل از هجر فزون دل نگران است

آوارگی تیر در آغوش کمان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2140

لعل تو ز روشن گهری جان جهان است

تبخال بر آن لعل، سراپرده جان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2142

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور