صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2139

غزل شمارهٔ 2139

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

درد تو به دلهای سبکروح گران است

تبخال بر آن لب گره رشته جان است

2

در وصل دل از هجر فزون دل نگران است

آوارگی تیر در آغوش کمان است

3

بر خاطر آزاده من دست گهربار

چون دست تهی بر دل محتاج گران است

4

از دل نبرد شوق وطن عزت غربت

در صلب گهر آب همان قطره زنان است

5

ایمن نتوان گشت ز برگشتگی بخت

پیوست هدف را خطر از پشت کمان است

6

در قافله ریگ روان پیش و پسی نیست

پس مانده این مرحله از پیشروان است

7

حیرت زدگان را نبود بهره ای از وصل

در دامن گل دیده شبنم نگران است

8

در بال و پر عزم، مرا کوتهیی نیست

سنگ ره من کاهلی همسفران است

9

بیتابی ذرات جهان در طلب حق

در شیشه ساعت سفر ریگ روان است

10

صائب نگه گرم در آن چشم سیه مست

برقی است جهانسوز که در ابر نهان است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است

آن را که سخن سبز کند خضر زمان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2138

اگلی نظم

در وصل، دل از هجر فزون دل نگران است

آوارگی تیر در آغوش کمان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2140

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روی تو به پیش نظر آسایش جان است

آزادگی جان من، ار هست، همان است

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136

باز آی که جانم به جمالت نگران است

باز آی که دل در غم هجرت به فغان است

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 98

خاصیت عشقت که برون از دو جهان است

آن است که هرچیز که گویند نه آن است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 80

چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است

دل بر خط حکمش چو قلم بسته میان است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 88

طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است

آن را که سخن سبز کند خضر زمان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2138

در وصل، دل از هجر فزون دل نگران است

آوارگی تیر در آغوش کمان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2140

محو رخ زیبای تو فارغ ز جهان است

بیداری حیرت زدگان خواب گران است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2141

لعل تو ز روشن گهری جان جهان است

تبخال بر آن لعل، سراپرده جان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2142

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور