Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by عندلیب
This page shows only audio recordings by عندلیب.
Poems
غزل شمارهٔ 2033جانا نخست ما را مرد مدام گردان
غزل شمارهٔ 2034ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران
غزل شمارهٔ 2035آن خوب را طلب کن اندر میان حوران
غزل شمارهٔ 2036امروز سرکشان را عشقت ز جلوه کردن
غزل شمارهٔ 2037چون جان تو میستانی چون شکر است مردن
غزل شمارهٔ 2038از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن
غزل شمارهٔ 2039رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
Go, lay your head on the pillow, let me alone; leave me ruined and night-faring and afflicted as I am.
غزل شمارهٔ 2040روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن
غزل شمارهٔ 2041پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن
غزل شمارهٔ 2042ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن
غزل شمارهٔ 2043دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن
Did you see what January said? Lay brushwood like a stack: if December brought not cold, the cold of both be on me.
غزل شمارهٔ 2044جانا بیار باده و بختم بلند کن
غزل شمارهٔ 2045تو آب روشنی تو در این آب گل مکن
غزل شمارهٔ 2046مستی و عاشقی و جوانی و جنس این
غزل شمارهٔ 2047میآیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن
غزل شمارهٔ 2048 - آن کیست ای خدای؟ کاز این دام ِ خامُشان
غزل شمارهٔ 2049ای دم به دم مصور جان از درون تن
غزل شمارهٔ 2050جانا بیار باده و بختم تمام کن
غزل شمارهٔ 2051میبینمت که عزم جفا میکنی مکن
غزل شمارهٔ 2052ای آنک از میانه کران میکنی مکن
غزل شمارهٔ 2053با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
Sit with lovers, altogether choose loverhood; be not for a moment companion with him who is not a lover.
غزل شمارهٔ 2054بشنیدهام که عزم سفر میکنی مکن
I have heard that you are intending to journey; do not. That you give your love to another friend and companion; do not.
غزل شمارهٔ 2055مست شدی عاقبت آمدی اندر میان
غزل شمارهٔ 2056خواجه غلط کردهای در روشِ یار من
غزل شمارهٔ 2057یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین
غزل شمارهٔ 2058با رُخِ چون مشعله بر دَرِ ما کیست آن
غزل شمارهٔ 2059گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان
غزل شمارهٔ 2060یک غزل آغاز کن بر صفتِ حاضران
غزل شمارهٔ 2061بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن
Give yourself a kiss, silvery-bodied idol; you who are in Cathay, do not search for yourself in Khotan.
غزل شمارهٔ 2062سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من
غزل شمارهٔ 2063ای رخ خندان تو مایه صد گلستان
غزل شمارهٔ 2064باز فروریخت عشق از در و دیوار من
غزل شمارهٔ 2065باز درآمد ز راه فتنه برانگیز من
غزل شمارهٔ 2066باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من
غزل شمارهٔ 2067ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون
غزل شمارهٔ 2068باز شکستند خلق سلسله یا مسلمین
غزل شمارهٔ 2069بیش مکن همچنان خانه درآ همچنین
غزل شمارهٔ 2070یا تو ترش کرده رو! مایه ده شکّران
غزل شمارهٔ 2071هر چه کنی تو کرده من دان
Whatever you do, know it is done by Me; whatever the body does, the Soul has done it.
غزل شمارهٔ 2072جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان
غزل شمارهٔ 2073دلا تو شهد منه در دهان رنجوران
غزل شمارهٔ 2074مکن مکن که روا نیست بیگنه کشتن
غزل شمارهٔ 2076به جان تو که از این دلشده کرانه مکن
By your own life I implore, do not withdraw from this heartless wretch; suffer me still, do not make for your house.
غزل شمارهٔ 2077به من نگر به دو رخسار زعفرانی من
غزل شمارهٔ 2078چهار روز ببودم به پیش تو مهمان
غزل شمارهٔ 2079مقام ناز نداری برو تو ناز مکن
غزل شمارهٔ 2080چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این
غزل شمارهٔ 2081نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان
غزل شمارهٔ 2082برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن
غزل شمارهٔ 2083اگر سزای لب تو نبود گفته من
If my words were not worthy of your lips, then pick up a heavy stone and shatter my mouth.

