غزل شمارهٔ 1914
Toggle stanza 1کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است
کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است
دستی که در میان تو شد حلقه خاتم است
پروای آفتاب قیامت نمی کند
هر دل که زیر سایه آن زلف پر خم است
بی غم حیات نیست دل دردمند را
می آید از بهشت برون هر که آدم است
دارد به یاد، سر و دو صد نخل میوه دار
عمر دراز لازمه روزی کم ست
در لاله زار عشق ز گفتار آتشین
پا در رکاب، مهر خموشی چو شبنم است
نخل از زمین پاک فلک سیر می شود
بال مسیح پاکی دامان مریم است
در راه صاحبان سخن چوب منع نیست
طوطی درون خلوت آیینه محرم است
از بیم انقطاع همان می تپد دلم
در بحر اگر چه ریشه این موج محکم است
پروای زخم نیست دل آب گشته را
صائب به زخم آب همان آب مرهم است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سگ را گفتند سبب چیست که در هر خانه ای که باشی گرداگرد آن نتواند گشت و بر هر آستانه ای که خسبی از آنجا نتواند گذشت؟
گفت: من از حرص و طمع دورم و به بی طمعی و قناعت مشهور، از خوانی به لب نانی قانعم و از بریانی به خشک استخوانی خرسند، اما گدا سخره حرص و طمع است و مدعی جوع و منکر شبع، نان یک هفته اش در انبان و زبانش در طلب نان یکشبه جنبان، غذای ده روزه اش در پشت و عصای دریوزه اش در مشت، قناعت از حرص و طمع دور و قانع از حریص طامع نفور.
JamiBaharistanروضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)بخش 12
ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست
بر ما حرام جز می و معشوق هر چه هست
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 56
صد خارم از فراق تو در پای دل شکست
وز گلشن وصال تو نامد گلی به دست
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 99
ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست
رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 447
شادی به روزگار شناسندگان مست
جانها فدای مرتبهٔ نیستان هست
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 97
Sources
Persian text source: Ganjoor

