بخش 12
Poet: Jami
سگ را گفتند سبب چیست که در هر خانه ای که باشی گرداگرد آن نتواند گشت و بر هر آستانه ای که خسبی از آنجا نتواند گذشت؟
گفت: من از حرص و طمع دورم و به بی طمعی و قناعت مشهور، از خوانی به لب نانی قانعم و از بریانی به خشک استخوانی خرسند، اما گدا سخره حرص و طمع است و مدعی جوع و منکر شبع، نان یک هفته اش در انبان و زبانش در طلب نان یکشبه جنبان، غذای ده روزه اش در پشت و عصای دریوزه اش در مشت، قناعت از حرص و طمع دور و قانع از حریص طامع نفور.
در هر دلی که عز قناعت نهاد پای
از هر چه بود حرص و طمع را ببست دست
هرجا که عرض کرد قناعت متاع خویش
بازار حرص و معرکه آز را شکست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست
رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 447
کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است
دستی که در میان تو شد حلقه خاتم است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1914
شادی به روزگار شناسندگان مست
جانها فدای مرتبهٔ نیستان هست
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 97
ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست
بر ما حرام جز می و معشوق هر چه هست
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 56
صد خارم از فراق تو در پای دل شکست
وز گلشن وصال تو نامد گلی به دست
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 99
Sources
Persian text source: Ganjoor

