غزل شمارهٔ 56

Toggle stanza 1
ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست
1

ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست

بر ما حرام جز می و معشوق هر چه هست

2

زاهد کشید بر صف خمهای باده سنگ

یا رب مباد بر صف این پردلان شکست

3

در انتظار روی تو بودم نشسته دوش

تا وقت صبح آیینه جام می به دست

4

پنداشتم که لمعه نور جمال توست

از هر طرف ستاره درخشید و برق جست

5

عالیتر است همت رندان ز شیخ شهر

آری بود بسی به جهان زین بلند و پست

6

ما را چه طاقت تو که بر کوه سنگ تافت

یک پرتو از جمال تو دیگر کمر نبست

7

جامی که داشت باده پرستی همیشه کار

پیمان شکست و باز پی کار خود نشست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست

رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 447

کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است

دستی که در میان تو شد حلقه خاتم است

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1914

شادی به روزگار شناسندگان مست

جانها فدای مرتبهٔ نیستان هست

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 97

سگ را گفتند سبب چیست که در هر خانه ای که باشی گرداگرد آن نتواند گشت و بر هر آستانه ای که خسبی از آنجا نتواند گذشت؟

گفت: من از حرص و طمع دورم و به بی طمعی و قناعت مشهور، از خوانی به لب نانی قانعم و از بریانی به خشک استخوانی خرسند، اما گدا سخره حرص و طمع است و مدعی جوع و منکر شبع، نان یک هفته اش در انبان و زبانش در طلب نان یکشبه جنبان، غذای ده روزه اش در پشت و عصای دریوزه اش در مشت، قناعت از حرص و طمع دور و قانع از حریص طامع نفور.

JamiBaharistanروضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)بخش 12

صد خارم از فراق تو در پای دل شکست

وز گلشن وصال تو نامد گلی به دست

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 99

Sources

Persian text source: Ganjoor