غزل شمارهٔ 99

Toggle stanza 1
صد خارم از فراق تو در پای دل شکست
1

صد خارم از فراق تو در پای دل شکست

وز گلشن وصال تو نامد گلی به دست

2

پرواز گاه مرغ دلم شاخ سدره بود

از شوق دانه تو درین دامگه نشست

3

هر کس که هست جرعه کش جام لعل توست

گر شیخ پارساست و گر رند می پرست

4

ز اوراق فضل و دفتر دانش دلم گرفت

خواهم نهاد رهن می ناب هر چه هست

5

وارست می پرست به یک جرعه می ز خود

بیچاره خودپرست که هرگز ز خود نرست

6

ما ز آستان میکده گشتیم سربلند

یا رب ز موج فتنه مبادش اساس پست

7

جامی به پای خم چو سبو سر بنه که چرخ

خواهد به سنگ حادثه این کاسه را شکست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست

رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 447

کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است

دستی که در میان تو شد حلقه خاتم است

SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1914

شادی به روزگار شناسندگان مست

جانها فدای مرتبهٔ نیستان هست

AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 97

سگ را گفتند سبب چیست که در هر خانه ای که باشی گرداگرد آن نتواند گشت و بر هر آستانه ای که خسبی از آنجا نتواند گذشت؟

گفت: من از حرص و طمع دورم و به بی طمعی و قناعت مشهور، از خوانی به لب نانی قانعم و از بریانی به خشک استخوانی خرسند، اما گدا سخره حرص و طمع است و مدعی جوع و منکر شبع، نان یک هفته اش در انبان و زبانش در طلب نان یکشبه جنبان، غذای ده روزه اش در پشت و عصای دریوزه اش در مشت، قناعت از حرص و طمع دور و قانع از حریص طامع نفور.

JamiBaharistanروضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)بخش 12

ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست

بر ما حرام جز می و معشوق هر چه هست

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 56

Sources

Persian text source: Ganjoor