غزل شمارهٔ 1913
Toggle stanza 1شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است
شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است
دست ز کار رفته اهل توکل است
چون عاشقی کند به دل جمع عندلیب؟
در گلشنی که غنچه پریشانتر از گل است
نقش مراد دیده جوهرشناس ماست
چین جبین که جوهر تیغ تغافل است
زان خال عنبرین نتوان سرسری گذشت
هر نقطه زین صحیفه محل تأمل است
صائب درین زمانه نمکدان عشق را
شوری که مانده است همین شور بلبل است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در صورت تو سر جمالی که مجمل است
در خط و خال و عارض و زلفت مفصل است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 135
ساقی بیا که قصر بقا در تزلزل است
درده شراب لعل چه جای تعلل است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 73
تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است
ابر میان عیسی و خورشید حایل است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 69
ترک خودی مراد ز قطع مراحل است
این بار هر کجا فتد از دوش منزل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1910
روی تو برق خرمن آسایش دل است
زلف تو تازیانه جانهای غافل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1911
آب حیات شبنم آن روی چون گل است
عنبر خمیر مایه آن زلف و کاکل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1912
Sources
Persian text source: Ganjoor

