غزل شمارهٔ 69
Toggle stanza 1تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است
تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است
ابر میان عیسی و خورشید حایل است
از گل چه گونه پای به اندیشه بر کشم
کاندیشه این چه در ره او، پای در گل است
از کفر عشق باز ندارم که روز حشر
آموزگار کفر من است آن که سائل است
در ملک عشق کس نشناسد غم معاش
سنگ و سفال کوجه ی ما پاره ی دل است
آن کو به راه کفر چو عرفی شتاب کرد
فرسنگ های کعبه به دنبال محمل است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در صورت تو سر جمالی که مجمل است
در خط و خال و عارض و زلفت مفصل است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 135
ساقی بیا که قصر بقا در تزلزل است
درده شراب لعل چه جای تعلل است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 73
ترک خودی مراد ز قطع مراحل است
این بار هر کجا فتد از دوش منزل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1910
روی تو برق خرمن آسایش دل است
زلف تو تازیانه جانهای غافل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1911
آب حیات شبنم آن روی چون گل است
عنبر خمیر مایه آن زلف و کاکل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1912
شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است
دست ز کار رفته اهل توکل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1913
Sources
Persian text source: Ganjoor

