غزل شمارهٔ 135
Toggle stanza 1در صورت تو سر جمالی که مجمل است
در صورت تو سر جمالی که مجمل است
در خط و خال و عارض و زلفت مفصل است
هرگز حدیث زلف تو کوته نمی شود
این گفت و گوی تا به قیامت مسلسل است
حسن تو از تصرف مشاطه فارغ است
مرآت آفتاب چه محتاج صیقل است
کحل بصر ز خاک درت بیدلی کشد
کش چشم دل به کحل بصیرت مکحل است
بهر تو پای بر سر عالم نهاده ایم
وز شاهراه عشق تو این گام اول است
لب بر لبم بنه که سخن مختصر کنم
کافسانه تطاول هجران مطول است
جامی سواد شعر تو کامد زبور عشق
مستغنی از تکلف تذهیب و جدول است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ترک خودی مراد ز قطع مراحل است
این بار هر کجا فتد از دوش منزل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1910
روی تو برق خرمن آسایش دل است
زلف تو تازیانه جانهای غافل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1911
آب حیات شبنم آن روی چون گل است
عنبر خمیر مایه آن زلف و کاکل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1912
شاخی که چار فصل پر از میوه و گل است
دست ز کار رفته اهل توکل است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1913
تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است
ابر میان عیسی و خورشید حایل است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 69
ساقی بیا که قصر بقا در تزلزل است
درده شراب لعل چه جای تعلل است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 73
Sources
Persian text source: Ganjoor

