Toggle stanza 1
ربوده خواب مرا حسن بی مثال دگر
1

ربوده خواب مرا حسن بی مثال دگر

گران چو خواب به چشمم بودخیال دگر

2

زخشم وناز فزون می شود محبت من

که هر جلال بود عشق را جمال دگر

3

گذشتن از سیر تقصیرمن به روی گشاد

به انفعال من افزود انفعال دگر

4

زضعف قوت نقل مکان نمانده مرا

چگونه نقل زحالی کنم به حال دگر

5

نمی شود زگهر چشم شور چشمان سیر

که هست هرکف دریا کف سئوال دگر

6

اگر دهم ز نفس جان به خلق چون عیسی

نفس مکش که خموشی بود کمال دگر

7

به چشم اگر پرکاهی زخرمن دونان

نهم ،شود پی پرواز چشم بال دگر

8

گدازلقمه محال است سیرچشم شود

که می شود لب نانش لب سئوال دگر

9

زیان نکرد سلیمان زدلنوازی مور

به حسن سلطنت خود فزود خال دگر

10

مسازروترش از خوردن غضب صائب

که درجهان نبود لقمه هلال دگر

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…