Toggle stanza 1
ربوده است مراذوق جستجوی دگر
1

ربوده است مراذوق جستجوی دگر

برون ز شش جهت افتاده ام به سوی دگر

2

مرابه سوختگان رهنما شوید،که نیست

دماغ خشک مرا سازگاربوی دگر

3

میسرست مراچون به بحرپیوستن

چرا چوآب روم هرزمان به جوی دگر

4

جز این که محو کنم ازدل آرزوهارا

نمانده است مرا دل آرزوی دگر

5

نشسته دست زدنیا مکن پرستش حق

که این نماز ندارد جزاین وضوی دگر

6

چوزاهدان نکنم بندگی برای بهشت

زرنگ وبو نگریزم به رنگ وبوی دگر

7

برون نرفته زتن جان ،دلی به دست آور

که این شراب ندارد جز این سبوی دگر

8

جز آستانه عشق است شوره زار،جهان

مریز آب رخ خود به خاک کوی دگر

9

برون زشش جهت است آنچه قبله گاه دل است

چه التفات کنی هرنفس به سوی دگر

10

به گفتگو نرود کارعشق پیش و مرا

نمی کشد دل غمگین به گفتگوی دگر

11

بس است درد طلب چاره جو ترا صائب

مباش در پی تحصیل چاره جوی دگر

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 4698 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood