غزل شمارهٔ 4699
Toggle stanza 1درین جهان مزور به ترس و باک نگر
11
درین جهان مزور به ترس و باک نگر
به دام بیشتر از دانه زیر خاک نگر
22
مشو چون دام درین صید گه سراپا چشم
به دیده های پر از خاک زیر خاک نگر
33
ز خون سوختگان طشت خاک لبریز است
به جام لاله پرخون درین مغاک نگر
44
مسیح بر فلک از راه خاکساری رفت
اگر به چرخ برآیی همان به خاک نگر
55
به شکر این که ترا عیسی زمان کردند
ز روی لطف به دلهای دردناک نگر
66
خزان عمر، شب عید باددستان است
به دستهای نگارین برگ تاک نگر
77
مگیر دامن پاکان به پنجه خونین
به چشم پاک درآن روی شرمناک نگر
88
لباس کعبه به زنار دوختن کفرست
درآن شکاف گریبان به چشم پاک نگر
99
مباد فتنه خوابیده را کنی بیدار
به احتیاط درآن چشم خوابناک نگر
1010
فریب سوزن مژگان آن نگار مخور
به سینه ها که ز بیداد اوست چاک نگر
1111
گذشت عمر،چه از کار رفته ای صائب ؟
دلیل بر رخ او دردم هلاک نگر
Sources
Persian text source: Ganjoor

