غزل شمارهٔ 5949
Poet: Saib
Toggle stanza 1چون چشم آبگینه، هر چند پاک بینم
11
چون چشم آبگینه، هر چند پاک بینم
در پرده خجالت، زان روی شرمگینم
22
از زلف مشکبویان مغزم شود پریشان
تا ریشه کرد در دل آن خط عنبرینم
33
یک برگ کاه ایشان بی کوه منتی نیست
از خرمن بزرگان عمری است خوشه چینم
44
افغان که همچو پرگار با پای آهنین من
چندان که می زنم دور در گام اولینم
55
گفتی بمیر تا من از نو دهم حیاتت
ای روح بخش عالم من مرده همینم!
66
رازی که در دلم هست صائب ز طینت پاک
چون آب می توان خواند از صفحه جبینم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

