غزل شمارهٔ 5948
Toggle stanza 1با آن که من ندارم کاری به کار مردم
11
با آن که من ندارم کاری به کار مردم
دایم کشم کدورت از رهگذار مردم
22
دنبال خلق گردد خود را کسی که گم کرد
خود را بیاب و بگذر از انتظار مردم
33
امیدواری خلق عنوان نا امیدی است
زنهار تا نباشی امیدوار مردم
44
از منت آب حیوان تیغ برهنه گردد
لب تر مساز زنهار از جویبار مردم
55
بنیاد اعتبارات پا در رکاب باشد
مگذار دل ز خامی بر فخر وعار مردم
66
در زیر تیغ دایم خون می خورد ز خجلت
هر کس به برگ سبزی شد شرمسار مردم
77
در چشم عیبجویان ظلمت همیشه فرش است
ز آیینه پشت بیند آیینه دار مردم
88
از سیر لاله و گل خاطر نمی گشاید
از مردم است صائب باغ و بهار مردم
Sources
Persian text source: Ganjoor

