غزل شمارهٔ 4906
Poet: Saib
Toggle stanza 1میکند جان درتن امید، لعل باده نوش
میکند جان درتن امید، لعل باده نوش
روی آتشناک، خون بوسه می آرد به جوش
چین ابرو در شکست دل قیامت می کند
ساعد سیمین سبکدست است درتاراج هوش
از هوسناکان خطر دارند گل پیراهنان
وای برآن گل که می افتد به دست گلفروش
در سینه مستان نمی باشد نصیحت را اثر
سرمه نتوانست کردن چشم گویا راخموش
غنچه در دست نسیم صبح عاجز می شود
برنیاید با نگاه خیره،شرم پرده پوش
کم نشد از گریه شوری کز محبت داشتم
آب گوهر دیگ دریا را نیندازد زجوش
عقل پیش عشق نتواند نفس را راست کرد
تالب دریا بود سیلاب راصائب خروش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوش
سالکی دیدم نشسته پیش پیر می فروش
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1155
آشیان می سازد از خس بلبل بی صبر و هوش
می کند ز اغیار حال خویش را خاشاک پوش
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 188
برکنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش
عاشقان رامژده ایام عید آمد به گوش
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 261
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِیفروش
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 286
می کند برتن گرانی سرچو می افتد ز جوش
چون سبوخالی شد ازمی بار می گرددبه دوش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4902
پوچ شد از دعوی بیهوده مغز خود فروش
آب را کف می کند دیگی که ننشیند ز جوش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4903
تا به همواری برآید کار درتندی مکوش
بدخماری دارد ازپی این شراب خامجوش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4904
Sources
Persian text source: Ganjoor

