Toggle stanza 1
با تن خاکی، نظر زان عالم روشن بپوش
1

با تن خاکی، نظر زان عالم روشن بپوش

پای در زنجیر داری، چشم از روزن بپوش

2

پوست چون کرباس بر تن می‌درد زور جنون

ناصح بی درد می گوید که پیراهن بپوش

3

شبنم گستاخ رابنگر چه برد از بوستان

ازوفای لاله رویان دیده روشن بپوش

4

در غبار دل نهانم چون چراغ آسیا

گر غبارآلود باشد حرف من، بر من بپوش

5

باسبکروحان بهار زندگی را بگذران

چشم باگل واکن وبا شبنم گلشن بپوش

6

جوشن داودی اینجا شاهراه ناوک است

از دل محکم زره در زیر پیراهن بپوش

7

خلوت عشق است و صد غماز صائب درکمین

رخنه در را ببند و دیده روزن بپوش

Sources

Persian text source: Ganjoor