غزل شمارهٔ 5032
Poet: Saib
Toggle stanza 1به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش
به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش
زمین پاک طلب کن برای دانه خویش
زبان خویش به دیوار تا توان مالید
قدم برون مگذار از درون خانه خویش
گناه زشتی خود را بر آبگینه منه
مکن چو تنگدلان شکوه از زمانه خویش
دل خراب ز خاک مراد کمتر نیست
بخواه حاجت خود را ز آستانه خویش
درین دو هفته که گل میهمان این چمن است
مباش درپی تعمیر آشیانه خویش
چو زلف ماتمیان در هم است کارجهان
ازین بلای سیه دور دار شانه خویش
کمند گوهر مقصود رشته اشک است
مکن چو شمع قضا گریه شبانه خویش
به نیم جو نخرد خرمن فلک صائب
ز عقده دل خود هر که ساخت دانه خویش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من و خیال تو شبها و کنج خانه خویش
سرود بیخودی و آه عاشقانه خویش
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 501
منم که می کنم از درد بی کرانهٔ خویش
مگو، مگو ز غم، آرایش زمانهٔ خویش
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 389
به عمرها ننهم پا برون ز خانهٔ خویش
نگاهبان خودم من بر آستانهٔ خویش
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 409
رمید طایر جانم ز آشیانه خویش
که در هوای تو خوش یافت آب و دانه خویش
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 350
نمی روم به بهشت برین زخانه خویش
به گل فرو شده پایم درآستانه خویش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5031
Sources
Persian text source: Ganjoor

