شمارهٔ 110
Poet: Saadi
Toggle stanza 1هزار سال به امید تو توانم بود
هزار سال به امید تو توانم بود
اگر مراد برآید هنوز باشد زود
اگر مراد نیابم مرا امید بسست
نه هر که رفت رسید و نه هر که گفت شنود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ببار باده روشن که صبح روی نمود
که در چنین نفسی بیشراب نتوان بود
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1037
ترانه های تحیت سرودهای درود
نثار مجلس سلطان عاقبت محمود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 157
زهی جمال تو خورشید آسمان شهود
تویی بدیع ترین نقش کارگاه وجود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 86
کنون که در چمن آمد گُل از عَدَم به وجود
بنفشه در قدمِ او نهاد سر به سجود
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 219
اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود
چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 44
اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
میان این دل و آن یار می فروش چه بود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1013
ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود
تو نفخ صوری یا خود قیامت موعود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 914
رسید ساقی جان ما خمار خوابآلود
گرفت ساغر زرین سر سبو بگشود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 923
ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود
بسی بکردم لاحول و توبه دل نشنود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 940
ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 941
Sources
Persian text source: Ganjoor

