غزل شمارهٔ 923
Poet: Rumi
Toggle stanza 1رسید ساقی جان ما خمار خوابآلود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ببار باده روشن که صبح روی نمود
که در چنین نفسی بیشراب نتوان بود
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1037
ترانه های تحیت سرودهای درود
نثار مجلس سلطان عاقبت محمود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 157
زهی جمال تو خورشید آسمان شهود
تویی بدیع ترین نقش کارگاه وجود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 86
کنون که در چمن آمد گُل از عَدَم به وجود
بنفشه در قدمِ او نهاد سر به سجود
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 219
اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود
چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 44
تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود
گمان مبر که برآید ز خام هرگز دود
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 255
امیر ما عسل از دست خلق مینخورد
که زهر در قدح انگبین تواند بود
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 105
چه گنجها بنهادند و دیگری برداشت
چه رنجها بکِشیدند و دیگری آسود
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 106
هزار سال به امید تو توانم بود
اگر مراد برآید هنوز باشد زود
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 110
اگر خدای نباشد ز بندهای خشنود
شفاعت همه پیغمبران ندارد سود
SaadiMawaʿizGhazaliyatغزل شمارهٔ 25

