غزل شمارهٔ 1037
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1ببار باده روشن که صبح روی نمود
ببار باده روشن که صبح روی نمود
که در چنین نفسی بیشراب نتوان بود
شراب در دلم و توبه هم، کجاست قدح؟
که دل بشویم از آن توبه شرابآلود
گرفت شعله شوقم به زیر دجله می
که دل تمام بسوزد، گرش نریزی زود
کجا زیم من مسکین که جانست وام نگار
فراق تندتر از وامدار ناخشنود
علاج خویش مکن ضایع، ای طبیب، اینجا
که بر جراحت عاشق، دوا ندارد سود
به پند باز نیایم که زور پنجه عشق
عنان صبر و سلامت ز دست من بربود
گمان مبر که یکی چون فراق دوست بُوَد
اگر هزار جفا آید از سپهر کبود
دریغ باشد بر ناکسی چو من عشقت
که بر صلایه زرین درمنه نتوان سود
لقای یار که تسکین دوزخ دل ماست
حدیث باغ خلیل است و آتش نمرود
ز طب عشق من، ای کت حسد همیآید
بیا که بینی خاکستر آنکه دیدی عود
ازآن سیاه شود هر نماز شام جهان
کز آتش دل خسرو رود به گردون دود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ترانه های تحیت سرودهای درود
نثار مجلس سلطان عاقبت محمود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 157
زهی جمال تو خورشید آسمان شهود
تویی بدیع ترین نقش کارگاه وجود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 86
کنون که در چمن آمد گُل از عَدَم به وجود
بنفشه در قدمِ او نهاد سر به سجود
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 219
اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود
چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 44
اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
میان این دل و آن یار می فروش چه بود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1013
ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود
تو نفخ صوری یا خود قیامت موعود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 914
رسید ساقی جان ما خمار خوابآلود
گرفت ساغر زرین سر سبو بگشود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 923
ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود
بسی بکردم لاحول و توبه دل نشنود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 940
ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 941
سپاس آن عدمی را که هستِ ما بربود
ز عشقِ آن عدم آمد جهانِ جان به وجود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 950
Sources
Persian text source: Ganjoor

