رباعی شمارهٔ 828
Poet: Rumi
Toggle stanza 1من بیخبرم خدای خود میداند
من بیخبرم خدای خود میداند
کاندر دل من مرا چه میخنداند
باری دل من شاخ گلی را ماند
کش باد صبا بلطف میافشاند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
کس با تو عدو محاربت نتواند
زیرا که گرفتار کمندت ماند
SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 59
بس چون تو ملک زمانه بر تخت نشاند
هر یک به مراد خویشتن ملکی راند
SaadiMawaʿizRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 18
نه هر که ستم بر دگری بتواند
بیباک چنانکه میرود میراند
SaadiMawaʿizRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 19
پیوسته کتاب هجر میخواهم خواند
بر بوی وصال اشک میخواهم راند
AttarMukhtar-namehباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 102
هم بر کف ودود، مُلْک بتوانی راند
هم با همه، هم بی همه، بتوانی ماند
AttarMukhtar-namehباب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنهشمارهٔ 43
خاک توام و خدای حق میداند
واجب نبود که از منت بستاند
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 646
در کام دل آنچه بود نفسم همه راند
هرگز نفسی نامه شرم نه بخواند
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 675
رو نیکی کن که دهر نیکی داند
او نیکی را از نیکوان نستاند
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 721
عقل و دل من چه عیشها میداند
گر یار دمی پیش خودم بنشاند
RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 768
Sources
Persian text source: Ganjoor

