غزل شمارهٔ 114
Toggle stanza 1اخترشناس در روش بخت من گم است
اخترشناس در روش بخت من گم است
مشکل فتاده کار نه در دست انجم است
دوران صلای تفرقه داد و شراب ما
یک پاره در صراحی و یک پاره در خم است
ساقی چو فیض اوست همه صرف او کنیم
این جرعهای که در ته جام تکلم است
شیرین نکرده خنده شادی مذاق کس
گل نیز تلخ گشته زهر تبسم است
باشد به ناامیدی خویشم محبتی
کاو آشنای گوشهٔ چشم ترحم است
آسودمی اگر به خودم کس گذاشتی
از جور او کشندهترم رحمِ مردم است
ناخن همیشه در جگر خاره میزنم
دیریست رخش سعی مرا سنگ در سم است
کی سر ز کار بسته برآرم که چرخ را
دوران نماند و رشتهٔ امید من گم است
گفتار بینتیجه «نظیری» نمیخرند
عودی که سوزد و ندهد بوی هیزم است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است
ما را چه سود، چون دل ما بسته غم است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 313
از مقتبسات مشکات نبوت است این حدیث که «من عشق وعف و کتم فمات مات شهیدا» یعنی: هر که در جاذبه عشق آویزد و با لطایف عشق آمیزد و در آن طریقه عفت و کتمان پیش گیرد چون بمیرد شهید میرد.
و شرط عفت و کتمان از برای آن است که چون به میل طبع و هوای نفس آلوده باشد و در وصول به آن وسایط توسل جویند و اظهار کنند از قبیل شهوات نفس حیوانی است نه از فضایل روح انسانی.
JamiBaharistanروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 1
رخشنده جرم خور که بر این سبز طارم است
قندیل گورخانه شاهان عالم است
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 6
کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است
پشتم بهسان ابروی دلدار پرخَم است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 75
یارا بهشت صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامتناسب جهنم است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 76
گفتم چه کردهام که نگاهم نمیکنی؟
وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟
SaadiDivan-e AshʿarQitʿatقطعه شمارهٔ 3
دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است
این درد زان زیاده که پایان موسم است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 70
هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
هر انتعاش نایره ی قفل ماتم است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 71
گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است
رویم به روی محنت و لب بر لب غم است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 72
Sources
Persian text source: Ganjoor

