غزل شمارهٔ 113
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست
11
عشق را کام به عهد دل خود کام تو نیست
صبح امید و شب وصل در ایام تو نیست
22
خوانده ام دفتر پیمان وفا حرف به حرف
نام خوبان همه ثبت است همین نام تو نیست
33
من دل شیفته آزار نمی دانم چیست
که ز خویشم خبر از لذت دشنام تو نیست
44
آب حیوان نخورد صید تو از لذت تیغ
جان به حسرت دهد آن مرغ که در دام تو نیست
55
آتشم در سر و سامان به چه تدبیر زدی؟
یک سر مو چو مرا نیست که خود رام تو نیست
66
آخر ای در گرامی ز کدام آب و گلی
هیچ دل نیست که پرورده اکرام تو نیست
77
به برازندگی قامت موزون نازم
یک قبا نیست که شایسته اندام تو نیست
88
باش در دوستی از خویش «نظیری » نومید
که ز آغاز تو پایندهتر، انجام تو نیست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

