غزل شمارهٔ 72

Toggle stanza 1
گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است
1

گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است

رویم به روی محنت و لب بر لب غم است

2

ما بار نیکنامی عصمت نمی کشیم

رندی حریف ماست که بد نام عالم است

3

صد سیل فتنه آمد و گردی بر نخاست

قصر مراد ماست که موقوف یک نم است

4

اسلام نی، ز درد مسلمانیم به جاست

بازیچه ای به عادت طفلانه، محکم است

5

جز در کنار دوش ملامت نیارمید

این بی قرار دل، که جگر گوشه ی غم است

6

عرفی تمام لاف مسلمانی است، لیک

تا لب گشوده ایم به صد رنگ ملزم است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است

ما را چه سود، چون دل ما بسته غم است

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 313

از مقتبسات مشکات نبوت است این حدیث که «من عشق وعف و کتم فمات مات شهیدا» یعنی: هر که در جاذبه عشق آویزد و با لطایف عشق آمیزد و در آن طریقه عفت و کتمان پیش گیرد چون بمیرد شهید میرد.

و شرط عفت و کتمان از برای آن است که چون به میل طبع و هوای نفس آلوده باشد و در وصول به آن وسایط توسل جویند و اظهار کنند از قبیل شهوات نفس حیوانی است نه از فضایل روح انسانی.

JamiBaharistanروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 1

رخشنده جرم خور که بر این سبز طارم است

قندیل گورخانه شاهان عالم است

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 6

کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است

پشتم به‌سان ابروی دل‌دار پرخَم است

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 75

یارا بهشت صحبت یاران همدم است

دیدار یار نامتناسب جهنم است

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 76

گفتم چه کرده‌ام که نگاهم نمی‌کنی؟

وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟

SaadiDivan-e AshʿarQitʿatقطعه شمارهٔ 3

اخترشناس در روش بخت من گم است

مشکل فتاده کار نه در دست انجم است

Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 114

دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است

این درد زان زیاده که پایان موسم است

UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 70

هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است

هر انتعاش نایره ی قفل ماتم است

UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 71

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 72 — Ghazaliyat · ZindeRood