غزل شمارهٔ 313
Toggle stanza 1گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است
گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است
ما را چه سود، چون دل ما بسته غم است
چون باد صبح کرد غم آباد کاینات
بسیار جسته ایم، دلی شادمان کم است
جز سیل غم نبارد ازین سقف نیلگون
مسکین کسی که ساکن این سبز طارم است
جز خون دل مدام نباشد شراب او
هر جا یکی فقیر در اطراف عالم است
اهل تمیز خوار و حقیرند نزد خلق
جاهل به نزد خویش به غایت مسلم است
چشم طرب چگونه توان داشتن ز چرخ
کاین خیره گرد نیز ز اصحاب ماتم است
زابنای روزگار وفایی ندید کس
رحمت بر آن کسی که به ایشان نه همدم است
حقا که یک پیاله دردی و پای خم
خوشتر بسی ز جام و سراپرده جم است
خسرو، برو، به کنج قناعت قرار گیر
می نوش و سر متاب ز یاری که محرم است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از مقتبسات مشکات نبوت است این حدیث که «من عشق وعف و کتم فمات مات شهیدا» یعنی: هر که در جاذبه عشق آویزد و با لطایف عشق آمیزد و در آن طریقه عفت و کتمان پیش گیرد چون بمیرد شهید میرد.
و شرط عفت و کتمان از برای آن است که چون به میل طبع و هوای نفس آلوده باشد و در وصول به آن وسایط توسل جویند و اظهار کنند از قبیل شهوات نفس حیوانی است نه از فضایل روح انسانی.
JamiBaharistanروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 1
رخشنده جرم خور که بر این سبز طارم است
قندیل گورخانه شاهان عالم است
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 6
کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است
پشتم بهسان ابروی دلدار پرخَم است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 75
یارا بهشت صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامتناسب جهنم است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 76
گفتم چه کردهام که نگاهم نمیکنی؟
وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟
SaadiDivan-e AshʿarQitʿatقطعه شمارهٔ 3
دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است
این درد زان زیاده که پایان موسم است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 70
هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است
هر انتعاش نایره ی قفل ماتم است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 71
گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است
رویم به روی محنت و لب بر لب غم است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 72
اخترشناس در روش بخت من گم است
مشکل فتاده کار نه در دست انجم است
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 114
Sources
Persian text source: Ganjoor

