غزل شمارهٔ 162
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند
به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند
قرابه بر سر ابر بهار بشکستند
چمن پیاله کش است و صبا قدح پیمای
معاشران صبوحی ز خواب برجستند
به زیر خرقه نهان باده می خورد صوفی
حکیم و عارف و زاهد همه ازین دستند
جهان و عیش خضر حرف قاف سیمرغست
در حریم فنا زن که نیستان هستند
تو نخل خوش ثمر کیستی که باغ و چمن
همه ز خویش بریدند و در تو پیوستند
به غربت تو چنان تشنه ام که صبرم نیست
به قدر فرصت آن ماهیان که در شستند
ز بی قراری افلاک داغ ها دارم
که تا ز شوق تو برخاستند ننشستند
نوا فزونست ز اندازه بریشم عود
غزل به زمزمه خوانم که پرده ها بستند
به رمز نکته ادا می کنم که خلوتیان
سر سبو بگشادند و در فرو بستند
تو نخل میوه فشان باش در حدیقه دهر
که کم درخت قوی خشک شد که نشکستند
ز کاهلی تو «نظیری » احزان این چمنی
گهی به باغ شدی کز نشاط وارستند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سبکروانکه به وحشت میان جان بستند
چو ناله سوخت نفس با نگاه پیوستند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1359
گذشتگانکه ز تشویش ما و من رستند
مقیم عالم نازند هر کجا هستند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1360
مصوران به هزار انفعال پیوستند
که طرهٔ تو کشیدند و خامه نشکستند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1361
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 226
فسردگان که طلسم وجود نشکستند
ازین چه سود که چون کف به بحر پیوستند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3903
ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند
که ناز و عشوه ز تاثیر صحبتش مستند
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 324
بیا که خاوریان نقش تازهای بستند
دگر مرو به طواف بتی که بشکستند
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 42
Sources
Persian text source: Ganjoor

