غزل شمارهٔ 1360
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1گذشتگانکه ز تشویش ما و من رستند
گذشتگانکه ز تشویش ما و من رستند
مقیم عالم نازند هر کجا هستند
چو اشک شمع شرر مشربان آزادی
ز چشم خویش چکیدند اگرگهر بستند
همین نه نالهٔ ما خون شد از نزاکت یأس
کدام رشتهکزین پیچ و تاب نگسستند
عنانکشان هوس صنعت نظر دارند
خدنگ صید جهانند تا ز خود جستند
به عاشقان همهگر منصبگهر بخشی
همان به عرض چکیدن چو اشک تردستند
نکردهاند زیان محرمان سودایت
اگر ز خویشگسستند باکه پیوستند
چه جلوهای که چو شبنم هواییان گلت
شدند آب و غبار نگاه نشکستند
ز ساز عافیت خاک میرسد آواز
که ساکنان ادبگاه نیستی، هستند
کدام موج ندامت خروش طاقت نیست
شکستگان همه آواز سودن دستند
در این زمانه سخن محو یأس شد بیدل
دمید عقدهٔ دل معنییکه میبستند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 226
فسردگان که طلسم وجود نشکستند
ازین چه سود که چون کف به بحر پیوستند
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3903
ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند
که ناز و عشوه ز تاثیر صحبتش مستند
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 324
بیا که خاوریان نقش تازهای بستند
دگر مرو به طواف بتی که بشکستند
Allama IqbalZabur-e ʿAjamGhazaliyatغزل شمارهٔ 42
به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند
قرابه بر سر ابر بهار بشکستند
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 162
سبکروانکه به وحشت میان جان بستند
چو ناله سوخت نفس با نگاه پیوستند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1359
مصوران به هزار انفعال پیوستند
که طرهٔ تو کشیدند و خامه نشکستند
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1361
Sources
Persian text source: Ganjoor

