غزل شمارهٔ 300
Poet: Jami
Toggle stanza 1حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل
حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل
باشد از نقص جبل گر نکند رقص جمل
هرکه از ذکر جمالت چو جمل رقص نکرد
منهش نام کالانعام کزان هست اضل
کی کند ری چو زاهد ترش از تلخی عیش
مرد عارف که بود غرقه دریای عسل
چو دهی وعده به تأکید و قسم حاجت نیست
کان ایقان بود از لعل لبت لیت و لعل
لذت گفته مجنون نشناسد هرگز
هرکه در عشق غزالان نسروده ست غزل
جهل کوران حرم بین که محمد حاضر
طالب نور هدی از رخ لاتند و هبل
جامی از مدرسه اسرار حقیقت مطلب
که درین مسئله ذوقی ندهد بحث و جدل
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
که ز عشق تو به جز غصه ندارم حاصل
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1229
بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل
هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل
HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 20 - ماده تاریخ وفات (بلبل، سرو، سمن، یاسمن، لاله، گل = 757)
شتران مست شدستند، ببین رقص جمل
زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1344
تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل
چون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1345
رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل
کل قلب لهواه وجد الصبر یصل
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1367
چهره پرداز جهان رخت کشد چون بجمل
شب شود نیمرخ و روز شود مستقبل
UrfiQasideh-haشمارهٔ 26 - در مدح حکیم ابوالفتح
ای شب هجر تو در دیده خورشید سبل
چشم روح القدس از شوق جمالت احول
UrfiQasideh-haشمارهٔ 27 - تجدید مطلع
لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال
چشم خون ریز تو لایسال عما یفعل
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 556
آمدی سوی من و ز اشک خودم مانده خجل
که به ره پای تو چون سرو شد آلوده به گل
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 562
Sources
Persian text source: Ganjoor

