غزل شمارهٔ 1229
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
که ز عشق تو به جز غصه ندارم حاصل
ای صبا، حال دل من بر دلدار مگوی
که جهانی ز غم عشق تو لایعقل
غافل از یاد تو یک لحظه نیم تا دانی
زینهار از من دلخسته نباشی غافل
طمع دانه کند مرغ که در دام افتد
ورنه در دام غم و غصه نیفتد عاقل
خلق را میل به حوران بهشتی باشد
چه کنم، نیست مرا جز به تو خاطر مایل
به وصال تو بس امید وفا بود مرا
آه کاندیشه غلط بود و تصور باطل
به قیامت برد از عشق تو حسرت خسرو
که به تشریف وصال تو نگردد واصل
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل
باشد از نقص جبل گر نکند رقص جمل
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 300
لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال
چشم خون ریز تو لایسال عما یفعل
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 556
آمدی سوی من و ز اشک خودم مانده خجل
که به ره پای تو چون سرو شد آلوده به گل
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 562
بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل
هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل
HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 20 - ماده تاریخ وفات (بلبل، سرو، سمن، یاسمن، لاله، گل = 757)
شتران مست شدستند، ببین رقص جمل
زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1344
تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل
چون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1345
رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل
کل قلب لهواه وجد الصبر یصل
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1367
چهره پرداز جهان رخت کشد چون بجمل
شب شود نیمرخ و روز شود مستقبل
UrfiQasideh-haشمارهٔ 26 - در مدح حکیم ابوالفتح
ای شب هجر تو در دیده خورشید سبل
چشم روح القدس از شوق جمالت احول
UrfiQasideh-haشمارهٔ 27 - تجدید مطلع
Sources
Persian text source: Ganjoor

