غزل شمارهٔ 1229

Toggle stanza 1
من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
1

من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟

که ز عشق تو به جز غصه ندارم حاصل

2

ای صبا، حال دل من بر دلدار مگوی

که جهانی ز غم عشق تو لایعقل

3

غافل از یاد تو یک لحظه نیم تا دانی

زینهار از من دلخسته نباشی غافل

4

طمع دانه کند مرغ که در دام افتد

ورنه در دام غم و غصه نیفتد عاقل

5

خلق را میل به حوران بهشتی باشد

چه کنم، نیست مرا جز به تو خاطر مایل

6

به وصال تو بس امید وفا بود مرا

آه کاندیشه غلط بود و تصور باطل

7

به قیامت برد از عشق تو حسرت خسرو

که به تشریف وصال تو نگردد واصل

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل

باشد از نقص جبل گر نکند رقص جمل

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 300

لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال

چشم خون ریز تو لایسال عما یفعل

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 556

آمدی سوی من و ز اشک خودم مانده خجل

که به ره پای تو چون سرو شد آلوده به گل

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 562

بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل

هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل

HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 20 - ماده تاریخ وفات (بلبل، سرو، سمن، یاسمن، لاله، گل = 757)

شتران مست شدستند، ببین رقص جمل

زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1344

تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل

چون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1345

رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل

کل قلب لهواه وجد الصبر یصل

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1367

چهره پرداز جهان رخت کشد چون بجمل

شب شود نیمرخ و روز شود مستقبل

UrfiQasideh-haشمارهٔ 26 - در مدح حکیم ابوالفتح

ای شب هجر تو در دیده خورشید سبل

چشم روح القدس از شوق جمالت احول

UrfiQasideh-haشمارهٔ 27 - تجدید مطلع

Sources

Persian text source: Ganjoor