غزل شمارهٔ 556
Poet: Jami
Toggle stanza 1لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال
لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال
چشم خون ریز تو لایسال عما یفعل
بعد عمری لبت ار وعده کامی دهدم
غمزه شوخ تو گوید ز کمین لاتعجل
قصد تو غایت جور است و جفا با چو منی
غیر هذا بک یا غایة قصدی اجمل
بود صد نخل هوس بیخ فرو برده به دل
صرصر عشق تو کرد آن همه را مستاصل
مشرب عشق چو باشد چه غم از طعن حسود
بحر ژرف از دهن سگ نشود مستعمل
گرچه هر جا دلم آویزش و آمیزش کرد
قبله عشق همان ست که بود از اول
در سخن کوش نه در زینت دیوان جامی
شعر را چون نبود آب چه سود از جدول
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟
که ز عشق تو به جز غصه ندارم حاصل
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1229
بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل
هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل
HafezQitʿatقطعه شمارهٔ 20 - ماده تاریخ وفات (بلبل، سرو، سمن، یاسمن، لاله، گل = 757)
شتران مست شدستند، ببین رقص جمل
زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1344
تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل
چون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1345
رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل
کل قلب لهواه وجد الصبر یصل
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1367
چهره پرداز جهان رخت کشد چون بجمل
شب شود نیمرخ و روز شود مستقبل
UrfiQasideh-haشمارهٔ 26 - در مدح حکیم ابوالفتح
ای شب هجر تو در دیده خورشید سبل
چشم روح القدس از شوق جمالت احول
UrfiQasideh-haشمارهٔ 27 - تجدید مطلع
حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل
باشد از نقص جبل گر نکند رقص جمل
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 300
آمدی سوی من و ز اشک خودم مانده خجل
که به ره پای تو چون سرو شد آلوده به گل
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 562
Sources
Persian text source: Ganjoor

