غزل شمارهٔ 556

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ل

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال
1

لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال

چشم خون ریز تو لایسال عما یفعل

2

بعد عمری لبت ار وعده کامی دهدم

غمزه شوخ تو گوید ز کمین لاتعجل

3

قصد تو غایت جور است و جفا با چو منی

غیر هذا بک یا غایة قصدی اجمل

4

بود صد نخل هوس بیخ فرو برده به دل

صرصر عشق تو کرد آن همه را مستاصل

5

مشرب عشق چو باشد چه غم از طعن حسود

بحر ژرف از دهن سگ نشود مستعمل

6

گرچه هر جا دلم آویزش و آمیزش کرد

قبله عشق همان ست که بود از اول

7

در سخن کوش نه در زینت دیوان جامی

شعر را چون نبود آب چه سود از جدول

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟

که ز عشق تو به جز غصه ندارم حاصل

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1229

بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل

هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 20 - ماده تاریخ وفات (بلبل، سرو، سمن، یاسمن، لاله، گل = 757)

شتران مست شدستند، ببین رقص جمل

زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1344

تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل

چون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1345

رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل

کل قلب لهواه وجد الصبر یصل

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1367

چهره پرداز جهان رخت کشد چون بجمل

شب شود نیمرخ و روز شود مستقبل

عرفیقصیده‌هاشمارهٔ 26 - در مدح حکیم ابوالفتح

ای شب هجر تو در دیده خورشید سبل

چشم روح القدس از شوق جمالت احول

عرفیقصیده‌هاشمارهٔ 27 - تجدید مطلع

حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل

باشد از نقص جبل گر نکند رقص جمل

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 300

آمدی سوی من و ز اشک خودم مانده خجل

که به ره پای تو چون سرو شد آلوده به گل

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 562

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور