غزل شمارهٔ 300

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ل

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل
1

حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل

باشد از نقص جبل گر نکند رقص جمل

2

هرکه از ذکر جمالت چو جمل رقص نکرد

منهش نام کالانعام کزان هست اضل

3

کی کند ری چو زاهد ترش از تلخی عیش

مرد عارف که بود غرقه دریای عسل

4

چو دهی وعده به تأکید و قسم حاجت نیست

کان ایقان بود از لعل لبت لیت و لعل

5

لذت گفته مجنون نشناسد هرگز

هرکه در عشق غزالان نسروده ست غزل

6

جهل کوران حرم بین که محمد حاضر

طالب نور هدی از رخ لاتند و هبل

7

جامی از مدرسه اسرار حقیقت مطلب

که درین مسئله ذوقی ندهد بحث و جدل

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من مسکین چه کنم، پیش که گویم غم دل؟

که ز عشق تو به جز غصه ندارم حاصل

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1229

بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل

هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 20 - ماده تاریخ وفات (بلبل، سرو، سمن، یاسمن، لاله، گل = 757)

شتران مست شدستند، ببین رقص جمل

زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1344

تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل

چون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1345

رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل

کل قلب لهواه وجد الصبر یصل

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1367

چهره پرداز جهان رخت کشد چون بجمل

شب شود نیمرخ و روز شود مستقبل

عرفیقصیده‌هاشمارهٔ 26 - در مدح حکیم ابوالفتح

ای شب هجر تو در دیده خورشید سبل

چشم روح القدس از شوق جمالت احول

عرفیقصیده‌هاشمارهٔ 27 - تجدید مطلع

لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال

چشم خون ریز تو لایسال عما یفعل

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 556

آمدی سوی من و ز اشک خودم مانده خجل

که به ره پای تو چون سرو شد آلوده به گل

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 562

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور