غزل شمارهٔ 555

Poet: Jami

Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

Rhyme: ل

Poems with the same metre and rhyme: 3

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
قتل من خواهد ز یکسو غم ز دیگر سو اجل
1

قتل من خواهد ز یکسو غم ز دیگر سو اجل

پیشدستی کن که نبود دست پیشین را بدل

2

فیلسوف عقل را آداب بحث عشق نیست

خالی از حکمت بود با او درین معنی جدل

3

قصد ما ابروی توست از سجده در محرابها

گر نباشد نیت خالص چه حاصل از عمل

4

می کنم هر دم چو گل پیراهن جان را قبا

تا قبا را دیدم آن اندام نازک در بغل

5

نیکوان را هستم از صدق ارادت معتقد

کی فتد در اعتقاد من ز بدگویان خلل

6

دل که شد جای غم عشقت محل رحمت است

ای ز سر تا پای رحمت رحمتی کن در محل

7

یافت جامی دوش در میخانه فیض از پیر جام

شد می تلخ از لب لعل تو در کامش عسل

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

باده ده ای ساقی جان باده بی‌درد و دغل

کار ندارم جز از این گر بزیم تا به اجل

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1360

بدان که هرچه عدم او ضروری بود او را ممتنع الوجود خوانند و هر چه وجود او ضروری بود او را واجب الوجود گویند و هر چه وجود و عدم او هیچ کدام ضروری نبود او را ممکن الوجود خوانند. اکنون بدان که هر چه موجود است یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود، بجهت آنکه موجود دروجود خود به غیری محتاج هست یا نیست.

اگر در وجود خود به غیری محتاج نیست، آن را واجب الوجود خوانند چنانکه حق سبحانه و تعالی، و اگر در وجود خود محتاج است به غیری، او را ممکن الوجود خوانند و اینجا اثبات واجب الوجود ظاهر شد چرا که ممکنات موجودند و وجود ممکنات البته از غیری باشد و آن غیر هر آینه منتهی شود به واجب الوجود. و دیگر آنکه تا واجب الوجود نباشد ممکن الوجود را ممکن نتوان گفت، یعنی تا اول محتاجٌ الیه نباشد نتوان گفت که فلان چیز محتاج است به فلان چیز، پس واجب الوجود ثابت شد و ممکن الوجود در بقای وجود اگر محتاج نباشد به غیری، آن را جوهر گویند و اگر باشد آن را عرض خوانند و بدان که بقای وجود غیر وجود است؛ بجهت آنکه دو کس را می​بینیم یکی تا ده سال بیش نمی​ماند و یکی تا صد سال می​ماند و هر دو در وجود شریکند، بجهت آنکه در حال حیات هر دو بر هر دو صادق است که موجودند؛ اما بقای وجود این صد سال است و بقای وجود آن دیگر ده سال. پس معلوم شد که بقای وجود غیر وجود است. پس ممکنات یا جوهر باشند یا عرض.

Shaykh Mahmud ShabistariMirʾat al-Muhaqqiqinباب سوم در بیان واجب و ممکن و ممتنع

من که مهر عارضت می ورزم از صبح ازل

نگسلم از زلف تو پیوند تا شام اجل

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 554

Sources

Persian text source: Ganjoor