غزل شمارهٔ 913
Poet: Jami
Toggle stanza 1چند گردم بهر لیلی گرد حی
چند گردم بهر لیلی گرد حی
نی ز لیلی پای میبینم نه پی
گر بمیرم در غم لیلی خویش
یا کرام الحی لا تاسوا علی
بر زبانم نام لیلی تا به چند
در ضمیرم مهر لیلی تا به کی
ای که از لیلی همی گویی نشان
اینما صادفتها ارسل الی
دیگران از خم می مستند و من
مست لیلی ام نه خم دیده نه می
هر چه جز لیلی برون کردم ز دل
لیس فی قلبی سوی لیلای شی
وایه جامی همین لیلی بود
گر نیاید وایه خود وادی وی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
بر عرق پیش عقیقت جام می
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 25
گفت با خرگوش خانه خان من
خیز خاشاکت ازو بیرون فگن
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 14
ناگهان اندر دویدم پیش وی
بانگ برزد مست عشق او که هی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2914
هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
هم بهاری در میان ماه دی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2922
کوفئی را گفت مرد راز جوی
مذهب تو چیست با من باز گوی
AttarMusibat-namehآغاز کتاببخش 20 - الحكایة و التمثیل
گاه در دل ساز و گه در دیده جا
هر دو جای توست ای بدرالدجی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 8
Sources
Persian text source: Ganjoor

