غزل شمارهٔ 8
Poet: Jami
Toggle stanza 1گاه در دل ساز و گه در دیده جا
گاه در دل ساز و گه در دیده جا
هر دو جای توست ای بدرالدجی
طوبی آمد قد تو وقت خرام
گر خرامد سوی ما طوبی لنا
تا به هر چشمی ز راهت سرمه برد
چشم من دارد غباری از صبا
می نگویم بنده خویشم شمار
نیست حکمی بنده را بر پادشا
خواهم از دل برکشم پیکان تو
لیکن از دل برنمی آید مرا
پرده بگشا چون نمودی آن دو زلف
تا رخت بینیم بعد از عمرها
گر سر جامی جدا سازی به تیغ
به که سازی زآستان خود جدا
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
بر عرق پیش عقیقت جام می
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 25
گفت با خرگوش خانه خان من
خیز خاشاکت ازو بیرون فگن
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 14
ناگهان اندر دویدم پیش وی
بانگ برزد مست عشق او که هی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2914
هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
هم بهاری در میان ماه دی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2922
کوفئی را گفت مرد راز جوی
مذهب تو چیست با من باز گوی
AttarMusibat-namehآغاز کتاببخش 20 - الحكایة و التمثیل
چند گردم بهر لیلی گرد حی
نی ز لیلی پای میبینم نه پی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 913
Sources
Persian text source: Ganjoor

