Section

دفتر اول

Poems

بخش 101قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شد

30 couplets

بخش 102رحم اللاه مرئا عرف قدره و لم یتجاوز طوره

22 couplets

بخش 103قصه غوری و حج رفتن او به یک تگ و بازگشتن او از منزل اول

34 couplets

بخش 104قصه آن پهلوانی که مخنثی را دید که در جوار کعبه خود را بر خاک انداخته و از خوف گناهان خود فریاد و زاری برگفته گفت خداوندا این مخنث را بیامرز یا بار گناهان او را بر گردن من نه که از بیم تو بخواهد مرد

11 couplets

بخش 105تتمه قصه غوری

7 couplets

بخش 106در بیان آنکه چون پیری غالب یا یاری طالب یافت نشود عزلت بهتر از صحبت نماید چنانکه درین روزگار اختیار عزلت و ترک صحبت باید کرد

7 couplets

بخش 107اشارت به آنکه عزلت بر دو قسم است عزلت مریدان و هی بالاجسام عن مخالطة الاغیار و عزلت محققان و هی بالقلوب عن ملاحظة الاکوان

13 couplets

بخش 108در بیان آنکه ارباب عزلت و اصحاب خلوت بر سه طبقه اند طبقه اول آنکه نیت ایشان در عزلت و خلوت اجتناب از شر انام و اتقا از ضر خواص و عوام باشد

32 couplets

بخش 109تمثیل

5 couplets

بخش 110طبقه ثانی آنکه نیت ایشان اجتناب از آنست که شر ایشان متعدی به غیر شود و هذا ارفع من الاول فان فی الاول سوء الظن بالناس و فی الثانی سؤ الظن بنفسه و سؤ الظن بنفسک اولی لأنک بنفسک اعرف

9 couplets

بخش 111سؤال و جواب راهب

38 couplets

بخش 112در مذمت آنان که بنای مذهب خود بر کم آزاری نهاده اند و در ورطه اباحت و الحاد افتاده

20 couplets

بخش 113در مذمت آنان که شرع را بهانه آزار مسلمانان سازند و کارهای باطل را در صورت حق بپردازند

25 couplets

بخش 114قصه زاهد و عارف

10 couplets

بخش 115طبقه ثالثه آنکه نیت ایشان در عزلت ایثار صحبت حق است سبحانه و تعالی بر صحبت خلق

11 couplets

بخش 116قصه کلی که در خانه معشوق خود بکوفت گفتند باز گرد که صحبتی تنگ است موی در نمی گنجد گفت بهانه مجوی و در باز کن که من خود کلم و موی ندارم

10 couplets

بخش 117در بیان آنکه عزلت و اقسامش که مذکور شد یکی از آن چهار رکن است که ابدال به سبب مداومت بر آن به مقام خود رسیده اند و آن سه رکن دیگر صحت و جوع و سهر است چنانکه خواهد آمد

51 couplets

بخش 118اشارت به رکن دوم از ارکان مقام ابدال که دوام صمت است

24 couplets

بخش 119قصه مفسدی که در تحصیل مشت های نفس حیله ای انگیخت که شیطان سوگند یاد کرد که هرگز این حیله به خاطر من خطور نکرده است

13 couplets

بخش 120در بیان آنکه انسان را قابلیت جمیع صفات متقابله هست به هر کدام که میل می کند و ورزش آن پیش می گیرد در آن به کمال می رسد

16 couplets

بخش 121اشارة الی قوله علیه السلام من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیقل خیرا او لیصمت

7 couplets

بخش 122در بیان آنکه قول خیر کدام است که به آن اشتغال نمایند و قول شر کدام است که از آن اجتناب کنند

16 couplets

بخش 123بر تحریص و تحریض بر پاس داشتن انفاس و منع و زجر از تضییع و اهمال آن

30 couplets

بخش 124رفتن اسکندر در ظلمات و رسیدن بر زمینی پر سنگریزه و گفتن مر سپاه را که این جواهر گرانسنگ است و قبول کردن بعضی و برداشتن ایشان و انکار کردن بعضی و بگذاشتن آن

30 couplets

بخش 125در بیان آنکه نسبت حال مؤمنان و کافران با انبیا علیهم السلام همچون نسبت حال سپاه اسکندر است با اسکندر

27 couplets

بخش 126سؤال و جواب

29 couplets

بخش 127التفات من الغیبة الی الخطاب بلسان المناجات

14 couplets

بخش 128اشارة الی معنی قوله تعالی: قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی و سبحان الله و ما انا من المشرکین

12 couplets

بخش 129جواب دیگر بر سبیل تنزل از سؤال لزوم انقلاب حقایق

17 couplets

بخش 130در بیان آنکه مرویست از حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم که گفت لقیت ابراهیم لیلة اسری بی فقال یا محمد اقراء امتک منی السلام و اخبر هم ان الجنة طیبة التربة عذبة الماء و انها قیعان و ان غراسها سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر، رواه الترمذی

10 couplets

بخش 131اشارت به رکن سوم از ارکان ولایت که جوع است

27 couplets

بخش 132قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یوجر ابن آدم فی نفقته کلها الاشیئا وضعه فی الماء و الطین

18 couplets

بخش 133اشارة الی قوله تعالی ماعندکم ینفد و ما عندالله باق

9 couplets

بخش 134قال رسول الله صلی الله علیه و سلم یکفی ابن آدم فی لقیمات یقمن صلبه

5 couplets

بخش 135در مذمت آنان که همت ایشان بتمام مصروف شراب است و طعام

18 couplets

بخش 136مهمان شدن عارف معرفت شعار مر خردمند خدمتگزار را و گفتن خردمند مر عارف را که حضرت حق سبحانه این همه طعامهای گوناگون و میوه های رنگارنگ را از برای آدمیزاد آفریده است و جواب دادن عارف که خدای تعالی آنها را از برای آدمی آفریده است اما آدمی را برای آن نیافریده است

23 couplets

بخش 137اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراری

14 couplets

بخش 138در بیان آنکه چون سالک خلیع العذار در مشتهیات نفس و آرزوهای طبع افتاد علامت بعد و امارت طرد اوست از ساحت قرب

25 couplets

بخش 139در مذمت صوفی نمایان ظاهر آرای و معنی گزاران صورت پیرای

29 couplets

بخش 140حکایت بر سبیل تمثیل

5 couplets

بخش 141تتمه سخن

12 couplets

بخش 142حکایت بر سبیل تمثیل

4 couplets

بخش 143تتمه سخن

19 couplets

بخش 144حکایت بر سبیل تمثیل

9 couplets

بخش 145در بیان سهر و بیخوابی که رکن چهارم ولایت و مقام ابدال است

14 couplets

بخش 146اشارة الی قولهم عند الصباح یحمد القوم السری

9 couplets

بخش 147ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوالها

12 couplets

بخش 148اشارة الی بعض بطون قوله تعالی و جنة عرضها السموات و الارض

19 couplets

بخش 149در معنی قوله علیه السلام الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا

14 couplets

بخش 150حکایت بر سبیل تمثیل

36 couplets
دفتر اول — Haft Awrang · ZindeRood