بخش 142 - حکایت بر سبیل تمثیل
Toggle stanza 1با پسر گفت لولیی در ده
11
با پسر گفت لولیی در ده
نیست چیزی ز نان گندم به
22
گفت هرگز تو خورده ای بابا
گفت من خود نخورده ام اما
33
بود جدی مرا کهنسالی
یافته از زمانه اقبالی
44
دیده بود او کسی حوالی شهر
که گرفتی ز نان گندم بهر
Sources
Persian text source: Ganjoor

