غزل شمارهٔ 174
Toggle stanza 1بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
دلدار و دلارام به غیر از تو ندارم
تا خار غم عشق تو در پای دلم شد
بیروی تو گلهای چمن خار شمارم
نی طاقت آن تا ز غمت صبر توان کرد
نی فرصت آن تا نفسی با تو برآرم
تا شام درآید، ز غمت، زار بگریم
باشد که به گوش تو رسد نالهٔ زارم
کم کن تو جفا بر دل مسکین عراقی
ورنه، به خدا، دست به فریاد برآرم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دریاب که من طاقت هجر تو ندارم
بشتاب که افتاد به جان بهر تو کارم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1497
دل با تو سفرکرد و تهی ماند کنارم
اکنون چه دهم عرض خود آیینه ندارم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2141
زخمی به دل از دست نگارین تو دارم
یاربکه شود برگ حنا سنگ مزارم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2143
چون خاک شوم گر گذری سوی مزارم
بوی جگر سوخته یابی ز غبارم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 596
گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارم
بر لوحِ بَصَر خطِّ غباری بنگارم
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 325
فریاد که از کوتهی بخت ندارم
دستی که ترا تنگ در آغوش فشارم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5901
Sources
Persian text source: Ganjoor

