غزل شمارهٔ 596
Toggle stanza 1چون خاک شوم گر گذری سوی مزارم
چون خاک شوم گر گذری سوی مزارم
بوی جگر سوخته یابی ز غبارم
چون رفتنی است از تنم این جان بلاکش
آن به که به خاک سر کوی تو سپارم
در گلشن جان می شکفد صد گل شادی
زان غنچه که در سینه ز پیکان تو دارم
هر دم کنم از خون جگر خاک رهت گل
تا روزنه دل به رخ غیر برآرم
نی لایق تشریفم و نی در خور بیداد
یارب من بیدل به جهان بهر چه کارم
در بوته هجران چو زرم گر بگدازی
دیگر نشود بر محک عشق عیارم
هم لطف تو فرمود که جامی سگ مایی
ورنه من بیدل چه کسم در چه شمارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دریاب که من طاقت هجر تو ندارم
بشتاب که افتاد به جان بهر تو کارم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1497
دل با تو سفرکرد و تهی ماند کنارم
اکنون چه دهم عرض خود آیینه ندارم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2141
زخمی به دل از دست نگارین تو دارم
یاربکه شود برگ حنا سنگ مزارم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2143
گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارم
بر لوحِ بَصَر خطِّ غباری بنگارم
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 325
فریاد که از کوتهی بخت ندارم
دستی که ترا تنگ در آغوش فشارم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5901
بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
دلدار و دلارام به غیر از تو ندارم
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 174
Sources
Persian text source: Ganjoor

