غزل شمارهٔ 811
Poet: Attar
Toggle stanza 1ای هجر تو وصل جاودانی
ای هجر تو وصل جاودانی
واندوه تو عین شادمانی
در عشق تو نیم ذره حسرت
خوشتر ز حیات جاودانی
بی یاد حضور تو زمانی
کفر است حدیث زندگانی
صد جان و هزار جان نثارت
آن لحظه که از درم برانی
کار دو جهان من برآید
گر یک نفسم به خویش خوانی
با خوندان و راندنم چه کار است
خواه این کن و خواه آن تو دانی
گر قهر کنی سزای آنم
ور لطف کنی برای آنی
صد دل باید به هر زمانم
تا تو ببری به دلستانی
گر بر فکنی نقاب از روی
جبریل سزد به جانفشانی
کس نتواند جمال تو دید
زیرا که ز دیده بس نهانی
نی نی که به جز تو کس نبیند
چون جمله تویی بدین عیانی
در عشق تو گر بمرد عطار
شد زندهٔ دایم از معانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای برده دلم به دلستانی
هم جان منی و هم جهانی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1818
ای فتنه ز چشم تو نشانی
بالای تو آفت جهانی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1932
پیری دیدم خمیده قامت
دنبال جنازه جوانی
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 31
هر چند ز چشم ما نهانی
غم نیست چو در میان جانی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 966
ای فتنه چشم تو جهانی
می کن نظری به ناتوانی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 967
با این همه مهر و مهربانی
دل میدهدت که خشم رانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2729
آورد خبر شکرستانی
کز مصر رسید کاروانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2730
بشنیده بدم که جان جانی
آنی و هزار همچنانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2731
ای ساقی باده معانی
درده تو شراب ارغوانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2732
ای وصل تو آب زندگانی
تدبیر خلاص ما تو دانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2733
Sources
Persian text source: Ganjoor

