غزل شمارهٔ 811

Poet: Attar

Metre: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

Rhyme: انی

Poems with the same metre and rhyme: 32

Poetic form: Ghazal

Toggle stanza 1
ای هجر تو وصل جاودانی
1

ای هجر تو وصل جاودانی

واندوه تو عین شادمانی

2

در عشق تو نیم ذره حسرت

خوشتر ز حیات جاودانی

3

بی یاد حضور تو زمانی

کفر است حدیث زندگانی

4

صد جان و هزار جان نثارت

آن لحظه که از درم برانی

5

کار دو جهان من برآید

گر یک نفسم به خویش خوانی

6

با خوندان و راندنم چه کار است

خواه این کن و خواه آن تو دانی

7

گر قهر کنی سزای آنم

ور لطف کنی برای آنی

8

صد دل باید به هر زمانم

تا تو ببری به دلستانی

9

گر بر فکنی نقاب از روی

جبریل سزد به جان‌فشانی

10

کس نتواند جمال تو دید

زیرا که ز دیده بس نهانی

11

نی نی که به جز تو کس نبیند

چون جمله تویی بدین عیانی

12

در عشق تو گر بمرد عطار

شد زندهٔ دایم از معانی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor