غزل شمارهٔ 967
Poet: Jami
Toggle stanza 1ای فتنه چشم تو جهانی
ای فتنه چشم تو جهانی
می کن نظری به ناتوانی
پیوسته به قصد ما ز ابرو
تا گوش کشیده ای کمانی
هر کس برت آورد متاعی
ماییم و همین حقیر جانی
هستم سگکی بر آستانت
خرسند ز تو به استخوانی
سررشته عشق کی توان یافت
نایافته ازان میان نشانی
گر اشک چو در قبولت افتد
در پای تو ریزمش روانی
شد جامی ازان دهان و عارض
صاحب نظری و نکته دانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای برده دلم به دلستانی
هم جان منی و هم جهانی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1818
ای فتنه ز چشم تو نشانی
بالای تو آفت جهانی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1932
با این همه مهر و مهربانی
دل میدهدت که خشم رانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2729
آورد خبر شکرستانی
کز مصر رسید کاروانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2730
بشنیده بدم که جان جانی
آنی و هزار همچنانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2731
ای ساقی باده معانی
درده تو شراب ارغوانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2732
ای وصل تو آب زندگانی
تدبیر خلاص ما تو دانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2733
ای آنک تو شاه مطربانی
زان دلبرکش بگو که دانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2753
روزی که مرا ز من ستانی
ضایع مکن از من آنچ دانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2754
چون عشق کند شکرفشانی
در جلوه شود مه نهانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2755
Sources
Persian text source: Ganjoor

