غزل شمارهٔ 1932
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1ای فتنه ز چشم تو نشانی
ای فتنه ز چشم تو نشانی
بالای تو آفت جهانی
مویی ست به زلف تو که صد بار
بر باد بداد خان و مانی
من با تو به جز نظر ندارم
حاشا که به بد بری گمانی
بوسی هوسم کند، ولیکن
خشنود نمی شوی به جانی
گر لب نبود، کم از حدیثی
ور دل ندهی، کم از زبانی
گر می کشدم رقیب بدخوی
بگذار سگی و استخوانی
ای زلف درو مپیچ زنهار
کآزرده شود چنان میانی
دل گم کرده ست خسرو، آن کیست
کز گمشدگان دهد نشانی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
پیری دیدم خمیده قامت
دنبال جنازه جوانی
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 31
هر چند ز چشم ما نهانی
غم نیست چو در میان جانی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 966
ای فتنه چشم تو جهانی
می کن نظری به ناتوانی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 967
با این همه مهر و مهربانی
دل میدهدت که خشم رانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2729
آورد خبر شکرستانی
کز مصر رسید کاروانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2730
بشنیده بدم که جان جانی
آنی و هزار همچنانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2731
ای ساقی باده معانی
درده تو شراب ارغوانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2732
ای وصل تو آب زندگانی
تدبیر خلاص ما تو دانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2733
ای آنک تو شاه مطربانی
زان دلبرکش بگو که دانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2753
روزی که مرا ز من ستانی
ضایع مکن از من آنچ دانی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2754
Sources
Persian text source: Ganjoor

